+ 0
+ 0

در اصل تَسو بوده و واژه ای فارسی است. به معنای بخش، ناحیه، منطقه، جُبَّة آمده و کوچکتر و محدودتر از كوره و رستاق و أستان است. استان از چند رستاق تشكيل شده و هر رستاق به چند طَسُّوج‏ [- ناحيه‏] تقسيم مى‏شود و هر طَسُّوج‏ شامل چند روستاست. اين كلمه بيشتر در سواد عراق به كار مى‏رود و سواد عراق را به شصت طسوج‏ تقسيم كرده‏اند و هر طسوج‏ به اسمى اضافه شده است.

مثلاً  در کتاب معجم البلدان آمده است: جلولاء: طسوج‏ من طساسيج السواد في طريق خراسان. به روايت یاقوت در معجم البلدان، پادشاهان ايران منطقه سواد را به دوازده استان و شصت طسوج‏ تقسيم كرده بودند. مثلاً استان عال شامل طسوج هاى انبار و بادوريا و قطربل و مسكن بوده است. ابن رسته واژه طسوج را به معنای ناحیه آورده و گفته است که هر کوره به شصت طسوج تقسیم می‌شود. 

منبع: اصطلاح نامه گروه جغرافیای تاریخی موسسه اطلس تاریخ شیعه.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی