رخدادهای تاریخی در میانه تار و پودی از زمان و مکان پدیدار می‌شوند و شناخت بهتر و تحلیل دقیقتر آن‌ها به بررسی دو عنصر پیش‌گفته نیازمند است. 

حوادث تاریخ اسلام از پیدایش آن تا آغاز غیبت کبری، از آن‌جا که با نزول آخرین و کاملترین دین آسمانی همزمان بوده است، از دیگر رخدادهای تاریخی متمایز بوده و اهمیتی بسیار بالاتر دارد.

 ابعاد زمانی و مکانی این رویدادها، به ویژه فضایی که در آن، آیات الاهی فرود و روایات معصومان‌(علیهم السلام) پدید آمده است، جهات گوناگونی دارد؛ مانند فرهنگ، عقاید، بافت اجتماعی، اقتصاد، جغرافیای طبیعی و انسانی که به همه آن‌ها باید توجّه شود.

عنایت به این ضرورت، لزوم تدوین تاریخ اسلام در گستره عصر ظهور اسلام و دوران پیشوایان، از نگاه مکتب اهل بیت(علیهم السلام) و توجه به ابعاد گوناگون زمانی و مکانی آن را برجستهتر ساخته است.

با این انگیزه، طرح مطالعاتی تدوین اطلس تاریخ اسلام شکل گرفت؛ تدوین چنین دانشنامه‌ای با شناسه‌های یاد شده، کاری بس دشوار است. تبیین و تحلیل حوادث تاریخی و جهات گوناگون آن‌ها، کاری بسیار گسترده و دشوار می‌نماید؛ به ویژه این که بررسی دقیق، وامدار آگاهی کامل از بسترهای مؤثر آن است. 

بارورسازی چنین پروژه‌ای بدون بهره‌گرفتن از نقشه‌ها و تصاویر، نیز ارائه جدول‌ها‌ و نمودارهای محتوایی و آماری، هدف اصلی از تدوین آن را پدید نمی‌آورد. از این رو اطلس تاریخ اسلام با ساختاری متمایز و همراه با مؤلفه‌های مؤثر دیداری باید شکل می‌گرفت.

 

 

 

تاریخ سیاست‌زده یاحقیقت‌محور

بی‌تردید علم تاریخ‌نگاری پس از ظهور اسلام با تحولات مثبت و بالندگی بسیار همراه شد. با این حال، وجود برخی کاستی‌ها در ثبت وقایع صدر اسلام انکارناپذیر است. پس از رسول خدا(ص) حاکمان جامعه اسلامی به طور طبیعی به تدوین تاریخ بی‌توجه نبودند و کم و بیش خواسته‌های  خود را در آن دخالت می‌دادند و برخی تاریخ‌نگاران نیز در کنار تعصبات مذهبی،  قبیله‌ای و منطقه‌ای که در نگارش آنان بی‌اثر نبود،  نوعی ملاحظات سیاسی را نسبت به نظام حاکم مراعات می¬کردند. هرچند این‌گونه رفتارها،گاه با هدف برخورداری از امنیت و امکانات بوده و ناگزیر به نظر می‌رسید و هر اندازه که از ظهور اسلام بیش¬تر می‌گذشت، این شیوه پر رنگ‌تر می‌شد.

نتیجه طبیعی چنین فرایندی،آمیخته‌شدن واقعیات تاریخی با برخی روایات نادرست،  اسرائیلیات و نصرانیّات و برخی تحریف‌ها بود. مهم‌تر از همه، این بود که پس از اسلام، تاریخ به تدریج سیاست مدار شد؛ بدین‌گونه که محور گزاره‌های تاریخی را رویدادهای سیاسی، مانند نبردها،  کشمکش‌ها، فتوحات و عزل و نصب‌ها شکل داد.

طبیعی بود که در این نوع از تاریخ‌نگاری، چالش‌هایی که اسلام راستین وپیشوایانش با آن روبه‌رو بود، هرگز در بطن رویدادهای سیاسی جای نداشت و مورد توجّه تاریخ‌نگاران قرار نمی‌گرفت. این نقیصه درباره تاریخ پیشوایان اسلام در دورۀ پس از واقعه عاشورای سال ۶1 هجری به‌ گونه‌ای پررنگ شد که با وجود تأثیرات بسیار عمیق ایشان در مصون ماندن اسلام ناب از تحریف‌ها و مقابله با چالش‌های پیش روی اندیشه دینی، به دلیل درگیر نشدن دینی یا سیاسی آنان با رژیم‌های حاکم، به نوعی تغافل تاریخی گرفتار شدند.

واقعیت این است که در نوشتن تاریخ‌ اسلام به جای آن که تفّکر اسلام راستین معیار گزاره‌های تاریخی باشد، رویدادهای سیاسی محور آن‌ها شد و تاریخی که با تحوّل فرهنگی عظیم نشأت گرفته از اسلام، می‌توانست هدایت محور باشد، همچون تاریخ‌نگاری یونان و ایران و روم سیاست مدار شد.

بدین‌سان تاریخ‌نگاری عمومی صدر اسلام در کنار کشتارها،  کشمکش‌ها و جاه‌طلبی‌ها، پیروزی‌ها و شکست‌ها، عزل و نصب‌ها، ساخت بناها و ده‌ها موضوع از این قبیل، برای پرداختن به شخصیّت‌هایی که تأثیر شگرفی در شکلگیری افکار بنیادین اسلام و محافظت از آن در برابر تحریف‌ها و چالش‌های موجود هر عصر داشتند، جایی باقی نگذاشت.

بر این اساس، رویکرد اطلس تاریخ اسلام این است که به رویدادهای سیاسی به اندازه‌ای بپردازد که مهم و سودمند باشد و زندگی پیام‌آور اسلام و جانشینان راستین او در هر عصری را محور قرار داده و بیش از آنچه در منابع تاریخ عمومی آمده، بدان بپردازد. در این راستا شرایط زمانی و مکانی ویژه‌ای مورد توجّه بوده که به گونه‌ای هر چند غیرمستقیم در فضای حاکم بر دوران‌های گوناگون دخالت و ارائه تحلیل‌های درست از پیدایی و پیشرفت اسلام راستین را درپی داشته باشد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی