شاید اندک نباشند افراد درس خوانده، حتّی پژوهشگرانی که هنوز «شِعب أبی‌طالب» را تبعیدگاه پیامبر(ص) و بنی‌عبدالمطلب و دور از خانه‌های ایشان می‌دانند، در حالی که این شعب همان محل سکونت آنان بود؛ 

یا حجاز را با پیشوند صحرا به کار می‌برند؛ با آن‌که حجاز در اصل نام کوهستان است و در آن منطقه صحرایی وجود ندارد!

همچنین شاید کم نباشند کسانی که وجود حیواناتی مانند شیر و میمون در شبه جزیره هنگام ظهور اسلام و میوه‌هایی چون موز و انگور و انار در نزدیکی مکّه (منطقه طائف) یا وجود دهانه‌های آتشفشانی و زمین‌های پوشیده از گدازه‌های فرسایش شده در اطراف مدینه یا وجود مناظر کوهستانی چشمگیر در یمن و بارش برف در برخی مناطق آن یا همسایه بودن عمرو بن عبدود با خانه پیامبر(ص) یا اندازه واقعی قبرستان بقیع در صدر اسلام که با اندازه فعلی آن بسیار متفاوت بوده، و دهها نمونه دیگر از این دست برای آنان عجیب و باور نکردنی باشد.

 به هر حال در اذهان بسیاری از این افراد، به دلیل کمبود مطالعات خاص درباره شرایط زمانی و مکانی رویدادهای صدر اسلام،  تصورات غیرمطابق با واقعیات نقش بسته و گاه این تصورات فراگیر شده و به خطای عمومی یا غلط مشهور تبدیل گشته است! 

واقعیت این است که درباره شرایط زمانی و مکانی رویدادهای صدر اسلام، چنان‌که سزاوار است، مطالعات دقیق و مستند صورت نگرفته است. بسیاری از پژوهشگران معاصر برای مطالعه دراین زمینه (به ویژه در مسائل جغرافیایی) کتاب‌هایی همچون« مُعْجَم البُلدان» رامی‌‌خوانند که به رغم ارزش‌های انکارناپذیرش، کاستی‌هایی نیز در آن‌ها هست.

بسیاری از مطالب، گزارشی است و به ویژه با شرایط زمان تألیف این کتاب‌ها، مشکلاتی همچون خطاهای بر آمده از استنساخ پدید آمده و نتیجه‌اش ورود اطلاعات نادرست در قلمرو تعابیر و واژه‌هاست؛ آری در توصیفات جغرافیایی نقلی نباید انتظار دقت و ظرافت در یادکردها را داشت!

گاه خواننده در این گزارش‌ها تصویر روشنی دریافت نمی‌کند و از تطبیق آن با وضعیّت حال ناتوان می‌ماند. بیان مسافت‌ها و مراحل و منازل در برخی توصیفات به قدری آشفته و مبهم است که به آن نمی‌توان اعتماد کرد.

قدمت این توصیفات، اشکال دیگری است که پژوهشگر را از هدف پژوهش خود دور می‌سازد. بسیاری از توصیفات کهن، با گذشت زمان دچار تغییرات شده است، هم از جهت تطبیق جغرافیایی، هم از جهت نام‌گذاری مناطق. بسیاری از محققان معاصر برای بیان یک توصیف جغرافیایی، به گزارش «معجم البلدان» و مانند آن بسنده کرده و بدون هیچ اشاره‌ای به موقعیت امروزی مکان، از آن می‌گذرند. این امر سبب می‌شود پژوهشگر از شواهد اثرگذار بر تحلیل‌های تاریخی محروم شده و همواره به رویدادهای تاریخی در تار و پودی از زمان و مکان بنگرد که ساخته ذهن و متأثّر از محیط خود اوست.

اطلس تاریخ اسلام رویکردی نوگرا در پرداختن به ابعادی دارد که پیش از این چندان مورد توجه نبوده و بر آن است که تأثیر آن‌ها را به گونه شایسته برجسته سازد. از این رو مخاطبان اصلی این مجموعه، پژوهشگران عرصه‌های تاریخ اسلام، تاریخ قرآن و حدیث، شناخت زندگی و سیره پیشوایان اسلام، مذاهب و فرقه‌های صدر اسلام، قبایل و انساب صدر اسلام، حتی پژوهش‌های فقهی و روایی‌اند. از این نگره، آن را نگاشته‌ای تخصصی می‌توان برشمرد.

از سوی دیگر، سادگی و روانی مطالب و ساختار بسیار روشن، متنوّع، گیرا و به دور از پیچیدگی این اطلس به گونه‌ای است که آن را برای عموم خوانندگان نیز فهم پذیر می‌سازد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی